شهرعشق من
باید ببینمت ! چرا که روی نوار قلبی ام پیوسته نام تو بود و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام . . . تو را تجویز کرده است ! ! ! بیا ، تا دیر نشده .
محبوب من بیا .....
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد. کنم هر شب برای مهر او گریه که شاید بشنود دردم ولی آهسته می گویم الهی بی خبر باشد کنم هر شب تلاشی تا که نندیشم به او و عشق سوزانش ولی آهسته می گویم الهی بی ثمر باشد کنم هر شب دعایی تا که شب بگذرد و سوزم بمیرد ولی آهسته می گویم الهی بی سحر باشد
به شب سلام، که آغوش شب پناه من است
چقدر سخته تمام اعضای بدنت بخواهند حرف بزنند اما ندانند چه می خواهند بگویند... و چقدر سخت تر است که بدانی میخواهی چه بگویی ولی دیگر کسی نباشد...
قرار نبود چشماي من خيس بشه قرار نبود هر چی قرار نیست بشه قرار نبود دیدنت ارزوم شه قرار نبود که اینجوری تموم شه قرار نبود منتظرت بمونم قرار نبود بری و برنگردی از اولش کناره من نبودی آخرشم کاره خودت رو کردی
مـَــن .. طَعـــم شیرین یافتن را در طَعم تلــخ از دَستــــ ـــ ـ دادن یافتــَـم و در این میان سَهم من تنهـــــا یک یادَتـــ ـــ ـ به خیر ساده بود ..
از تو که حرف می زنم، همه فعلهایم ماضی اند، ماضی خیلی خیلی بعید کمی نزدیکتر بنشین دلم برای یک حال ساده تنگ شده است!
قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم
عشق اول
اعتمادبه نفس کاذب توماس هیلر ، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است....
من... من مدیون کسانی هستم که بر من صبر کردند
بچه ی خوب همیشه نظر فراموشش نمیشه
یک طنز بدون شرح!! مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوري می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن. وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه: مرد با هیجان پاسخ میگه: - اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه! بعد اون خانم زيبا ادامه می ده و می گه:
يك انگليسي ؛ يك آمريكايي و يك ایرانی مردند و همگي رفتند جهنم
من چشم به راه یک اتفاقم / نه شاکی ام و نه غر می زنم / فقط در سکوت خودم / منتـــــظرم... به قول یه دوست : تعویض یا تبدیل نمی خواهم / دلم " تغـــییر " می خواهد ! تغییری که درونم را دگرگون کند / روشن کند / امیدوار کند / چیزی که ابدی باشد و برای یک بار هم که شده / بیشتر از " یک لحظه " دوام داشته باشد !..
خواستم كه شيدايت كنم مفتون چشمانت شدم
انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ... شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی ! تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد! تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و .... ! برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!! متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم |
About![]()
سلام امیدوارم وبلاگم مورد پسند شما عزیزان واقع بشه.... نظر یادتون نره... باتشکر مدیروبلاگ Archivesبهمن 1390تير 1390 خرداد 1390 AuthorsPariLinks
از زبان یک...
LinkDump
کیت اگزوز ریموت دار برقی Categories
داستان
کاربران آنلاین:
بازدیدها :
Alternative content |